+ - x
 » از همین شاعر
1 با یاد چشمهای تو
2 عشق چیست؟
3 پارسی
4 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
5 دریا
6 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
7 درخت
8 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
9 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
10 به هوای تازه ماند غزل من و غم من

 » بیشتر بخوانید...
 رسید ترکم با چهره های گل وردی
 پر خون بود از یاد لبت شیشه ی عاشق
 به شکرخنده اگر می ببرد جان مرا
 غم، طرب جوش کرده است مرا
 مهمان یاد های توام در دوام شب
 هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری
 مرگ ما هست عروسی ابد
 مباد بشکند ای رودها غرور شما
 بسمل ناز
 با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم

۴.۹
امتیاز: ۴.۹ | مجموع آراء: ۹

دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
اوج ادب، نوازش دلهاست پارسی
در سرزمين عاطفه ها محور سخن
خورشيد تابناک و چه زيباست پارسی
گسترده در مسير عبور زلال مهر
آهنگ دلنشين غزلهاست پارسی
آنجا که عشق را بنگارند و جان دهند
قلب سخن قريحۀ يکتاست پارسی
گر با من از حرارت ِ دل حرف ميزنی
روح کلام و عطر سخنهاست پارسی


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

وحیـــــــــد حیــــــــدری :

سلام خدمت همه دست اندرکاران این سایت. مسرورم که با چنین سایت ادبی و فرهنگی امروز آشنا شدم.ولی خیلی ها برایم دلچسپ و خوش آیند بود تشکر به امید پیروزی و کامیابی هر بیشتر تان.
با احترام وحید حیدری از بلخ.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *