+ - x
 » از همین شاعر
1 در انتحار لحظه ها
2 گرد راه
3 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
4 سفر بخير برو
5 با یاد چشمهای تو
6 ملت من
7 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
8 آزادی
9 عشق چیست؟
10 ناودانها

 » بیشتر بخوانید...
 گر ناز تو را به گفت نارم
  کاکه کیست
 شکر بی اندازه گويم کردگار خويش را
 برج زهرمار
 در رزم زندگی
 نقاب عارض گلجوش کرده ای ما را
 صبر با عشق بس نمی آید
 شبانه
 مطربا عیش و نوش از سر گیر
 بيا در ديدۀ ما آشيان کن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *