+ - x
 » از همین شاعر
1 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
2 ملت من
3 عشق چیست؟
4 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
5 دو رباعی
6 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
7 مادر
8 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
9 من و دریچه ی من
10 دریا

 » بیشتر بخوانید...
 دل و جان را طربگاه و مقام او
 به اين تمکين که ساقی باده در پيمانه ميريزد
 از دور بدیده شمس دین را
 تابکی
 به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم
 چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
 طعنۀ خنده
 عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
 بانگ برآمد ز دل و جان من
 منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *