+ - x
 » از همین شاعر
1 عشق رفت
2 شهر ما خوبترین شهر زمین
3 مادر مرا نبخش
4 دلم من خانه ی یک قرن خون است
5 روز رویدن لاله به باغ
6 خورشید قاتل است
7 گلیم بافته دست پدرم

 » بیشتر بخوانید...
 آن را که درون دل عشق و طلبی باشد
 آوازهای سرزمین صبوری
 مه
 الا فی الغشق تشریفی و عیدی
 ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو
 پنجره
 دل ما آتش و تن موج دودش
 جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را
 کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
 آخرین تیر ترکش آنچنان که می گویند

۲.۰
امتیاز: ۲.۰ | مجموع آراء: ۱


گلیم بافت دست پدرم
فرش خانه دارم

گلیم بافت دست پدرم
تار هایش همه از حادثه ها
پود هایش همه فریاد شده
گل هایش همه رنگ اند بخون

هوش مرگ رفت ز زیبایی چودید
گلیم بافت دست پدرم

21 حوت 1386


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *