+ - x
 » از همین شاعر
1 مادر مرا نبخش
2 دلم من خانه ی یک قرن خون است
3 روز رویدن لاله به باغ
4 خورشید قاتل است
5 گلیم بافته دست پدرم
6 عشق رفت
7 شهر ما خوبترین شهر زمین

 » بیشتر بخوانید...
 من و اختیار
 حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی حالت
 اين شيوه از کجاست که ای من فدای تو
 این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می شود
 سی و دوم
 موعظه
 تا نلغزی که ز خون راه پس و پیش ترست
 بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد
 گر تو خواهی وطن پر از دلدار
 اگر خونین دلم یاقوت گردد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


شهر ما خوبترین شهر زمین
شهر ما دوست ترین
همه تجار و دوکاندار این جا
مندوی را پدرم به اجاره دارد

رسته کله پزی
آشپزی بیگانه
دو دوکان کوچک
از بر مشتریان گوشت خوارش دارد

شب کله می پزد او
روز گوشت و مغز را
همه یکسا یکسان
به دو افغانی زرد می فروشد

شهر ما ارزانی
شهر ما خوبترین شهر زمین


حوت 1386 بدخشان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *