+ - x
 » از همین شاعر
1 مادر مرا نبخش
2 روز رویدن لاله به باغ
3 دلم من خانه ی یک قرن خون است
4 گلیم بافته دست پدرم
5 خورشید قاتل است
6 شهر ما خوبترین شهر زمین
7 عشق رفت

 » بیشتر بخوانید...
 بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو
 ای یار یگانه چند خسبی
 باز می بیند لبانم خالی از سیگار نیست
 صبح است ز خرمی جهان می خندد
 فراموشی مقام خاص باشد اهل تمکين را
 گر چه ما بندگان پادشهیم
 نه من دیگر نمی خندم
 هله آن به که خوری این می و از دست روی
 مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
 همچو سر روان جريده برو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


شهر ما خوبترین شهر زمین
شهر ما دوست ترین
همه تجار و دوکاندار این جا
مندوی را پدرم به اجاره دارد

رسته کله پزی
آشپزی بیگانه
دو دوکان کوچک
از بر مشتریان گوشت خوارش دارد

شب کله می پزد او
روز گوشت و مغز را
همه یکسا یکسان
به دو افغانی زرد می فروشد

شهر ما ارزانی
شهر ما خوبترین شهر زمین


حوت 1386 بدخشان


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *