+ - x
 » از همین شاعر
1 شهر ما خوبترین شهر زمین
2 روز رویدن لاله به باغ
3 خورشید قاتل است
4 مادر مرا نبخش
5 گلیم بافته دست پدرم
6 عشق رفت
7 دلم من خانه ی یک قرن خون است

 » بیشتر بخوانید...
 گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
 کشند ز سينهء من آه زبانه برون
 می نوش که عمر جاودانی اینست
 جرس قافله
 خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
 هر چه آن خسرو کند شیرین کند
 با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
 در این رقص و در این های و در این هو
 چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
 هرگز دل من ز علم محروم نشد

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۱


مادر مرا نبخش
هرگز مرا نبخش
ای مادر عزیز
که من لایقش نیم

فرزند تو باده ی از خویش رفتنی
از دست غیر جام بسر کرده است باز
مادر مرا نبخش
که من لایقش نیم
هرگز مرا نبخش

عمرم تمام بر در میخانه های عشق
روزم تمام بر سر راه محبتی
لب خند را به پای گدایی نشته باشم
مادر مرا نبخش
که من لایقش نیم
هرگز مرا نبخش


اکنون که من ز خویشتنم رفته ام برون
دست پیاله را چون دستان پاک تو
بوسیده ام باز
مادر مرا نبخش
هرگز مرا نبخش
کن من لایقش نیم

5 حمل 1387 منزل زریون


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *