+ - x
 » از همین شاعر
1 شهر ما خوبترین شهر زمین
2 دلم من خانه ی یک قرن خون است
3 عشق رفت
4 گلیم بافته دست پدرم
5 مادر مرا نبخش
6 خورشید قاتل است
7 روز رویدن لاله به باغ

 » بیشتر بخوانید...
 غمت بهانۀ خوبی برای خودكُشی است
 حال خونین دلان که گوید باز
 نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را
 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
 غنچهء دل نشکفد الا به بستان سحر
 بیا ای رونق گلزار از این سو
 ز جام ساقی باقی چو خورده ای تو دلا
 دل بی لطف تو جان ندارد
 حرف آخر
 آبسال

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


شبنم می شوم
بر گل روی تو
تا آنکه آفتاب چشم حسود خویش
بر من خیره کند
تا آنکه چهره ام
در دامن خوشت
یک سجده جایگاه
یادگار می زند
شبنم می شوم
بر گل روی تو

تا آنکه جان دهم
در گرمی تنت
تا برگ برگ گل
شاهید شود بر این
که خورشید قاتل است

دلو 1386


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *