+ - x
 » از همین شاعر
1 گلیم بافته دست پدرم
2 دلم من خانه ی یک قرن خون است
3 روز رویدن لاله به باغ
4 مادر مرا نبخش
5 عشق رفت
6 شهر ما خوبترین شهر زمین
7 خورشید قاتل است

 » بیشتر بخوانید...
 نُه فلک مر عاشقان را بنده باد
 جان و جهان می روی جان و جهان می بری
 بُد دوش بی تو تیره شب و روشنی نداشت
 دل چون ز لبت شراب خواهد
 مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی
 بانگ برآمد ز دل و جان من
 نفسی بهوی الحبیب فارت
 سکوت سرد و سیاه
 ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باش
 باد بین اندر سرم از باده ای

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


عشق رفت
عشق رفت
عشق تازه
عشق سبز

به نان قاق
به آهن پاره . . .
می فروشم
عشق رفت
عشق رفت

2 حوت 1386


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *