+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر حب وطن در دل نداری
2 ای که کار مردمان پیش تو بند افتاده است
3 پسری که بر سر او دوهزار سر شکسته
4 بهار آمد چسان بینم به چشم کور دنیا را
5 باز بگلشن بیا آب رُخ گل بریز

 » بیشتر بخوانید...
 در عالم کثرتی به کثرت ميجوش
 عمری شده کز عشق رخت بیمارم
 گر چه با اینهمه خوبی سر و کار تو نبود
 چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
 سلمک الله نیست مثل تو یاری
 عمری به سر دویدم در جست وجوی یار
 خیاط روزگار به بالای هیچ مرد
 چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
 اگر سزای لب تو نبود گفته من
 شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱


بهار آمد چسان بینم به چشم کور دنیا را
گرفت از من خدا،ای دوستان چشم بینا را

یکی از دیدنی هایم دگر نادیدن است اکنون
گرچه دیده من دیده دایم دیدنی ها را

نسازی بی نصیبم ای خدا از دولت بینش
که عمری کرده ام توصیف آن چشمان شهلا را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *