+ - x
 » از همین شاعر
1 پاییز
2 نخل امید
3 بانگ آشنایی
4 بهار
5 ترا با خویش میبینم
6 شهر خوابیده
7 اندر ستایش خدا
8 ای زادگاه من
9 آرزو
10 توسن سرشت

 » بیشتر بخوانید...
 ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده
 مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی
 برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
 خدنگ آه بشنفم بکف کمال هلال
 منم غريب و ز من سيم و زر نمی ماند
 از این پستی به سوی آسمان شو
 تمام كوچه ها
 ما عاشق و بی دل و فقیریم
 در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
 بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سرشكم رشته پرداز تو درجوش چكیدنها
خیال آیینه افشان تو درپیچ خمیدنها

چه دارد دربغل تمكین عرض جلوه ات یارب
كه تاگل میكند حیرت خرامد از رسیدنها

به افسون تعلق رفت تحقیق نیاز از كف
كه موج حلقة زنجیربند آرد دویدنها

زبس سودای امكان نقش بربال هوس دارد
جنون خمیازه میكارد به هامون رسیدنها

جبین سجده نسیانم عرقپردازخجلتهاست
كه ازبارتغافل پیشه كم دارد شنیدنها

طرب آهنگی عصیان خطردر آستین دارد
نسیم رحمتی، نورامیدی زان وزیدنها

به دامان قضا دست قدر مشكن كلاهم را
كه پاس آبروی رفته كی دارد ندیدنها

حضور التفاتی ناز اقبال پریشان را
كه دارد عنكبوت دهر برگٍردم تنیدنها

فسبحن الذی أقرب لنا من نفسنا دوماً
فإغفر ربنا و ارحم بحق اللیل یغشها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *