+ - x
 » از همین شاعر
1 امید محال
2 پاییز
3 اندرز
4 آشوب تخیل
5 هودج معنی
6 کویر
7 نور امید
8 پیام سبز
9 ترا با خویش میبینم
10 باریکه راه سرنوشت

 » بیشتر بخوانید...
 لعل بدخشان
 تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری
 سرود مردی که تنها راه می رود
 رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
 زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
 مشق دلی از قطره هويداست مگر
 هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره
 این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
 حضور ناخلف بغض

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مادركه جلال كبریایی دارد
با جلوة او چهره نمایی دارد

یعنی زپی اله رحمان و رحیم
برگردن ما حق خدایی دارد

◘ ◘ ◘

ای مادر اگرقدرتو نشناختمی
پاك هردوجهان خویشتن باختمی

گرسجده روا بدی به پای مادر
هردم به عبادت تو پرداختمی

◘ ◘ ◘

گردون نتوان گرفت جای مادر
فردوس برین به زیرپای مادر

خورشید و مه و ستاره و چرخ فلك
هرلحظه كنند اقتدای مادر

◘ ◘ ◘

سلطان و وزیرو شاه و افسربودن
یا مالك صد خزینه ی زر بودن

حقا كه نیرزد به پشیزی هرگز
یك لحظه بدون مهر مادربودن

◘ ◘ ◘

ازمرد اگر خدا پیمبر سازد
بنگر كه ززن جناب مادرسازد
اندیشه به زیرپا نهد كرسی عرش
تا بوسه به خاك پای مادرسازد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *