+ - x
 » از همین شاعر
1 تصویر آرزوها
2 آزادی
3 اندر ستایش خدا
4 رقص آتش
5 تاریخ، آدمهای برفی، انتظار
6 کیستم من
7 رباعیات
8 سکوت قرن
9 آزادی
10 تحفه ی عید

 » بیشتر بخوانید...
 الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
 چه کارستان که داری اندر این دل
 آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری
 گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما
 من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم
 آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
 چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال
 بیا بیا که تو از نادرات ایامی
 از خود و بیگانه
 تو چنین نبودی تو چنین چرایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زتبسم نهانت سخن عاشقانه خیزد

مگر از زبان شوخت همه دم بهانه خیزد

زخموشی نگاهت كه خروش خفته دارد

المی قصیده زا و غزل زمانه خیزد

ز اشاره های پنهان تو رمز عشقبازی

و زچهر تابناكت ز حیا نشانه خیزد

تن سرد هر سرودم نفس از تو باز گیرد

چو زگرمی كلامت نفس ترانه خیزد

زدو لعل میگسارت، كه نیاز بوسه دارد

همه سرزندكه( آری) مگرازخطا ( نه) خیزد

زتراش مرمرین پیكر تو كه شاهكاریست

هنر خدا درخشد، دم شاعرانه خیزد

تو بیا كه بادة وصل به جام شوق جوشد

به دعای خامش ما كه زدل شبانه خیزد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *