+ - x
 » از همین شاعر
1 اندر ستایش خدا
2 رنگه هویت خود باخته اند
3 گلدان
4 باریکه راه سرنوشت
5 فردای دیروزین
6 دمی با حافظ
7 پندار
8 نرگس دلدار
9 هودج معنی
10 نخل امید

 » بیشتر بخوانید...
 فتح خواهم کرد آن قلب جوان را روزی
 چو با ما یار ما امروز جفتست
 كو عینكم كه بنگرم ات كو عصای من؟
 مستم از باده های پنهانی
 به نظر وصل دلبری دارم
 گرمی مجوی الا از سوزش درونی
 دور از رخت سرای درد است خانه من
 مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
 دلم از سير گلشن وا نگردد
 عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای آیت غرور ترا این شتاب چیست

نازت بنازم این همه قهر و عتاب چیست

گر خون عاشقان تو به ساغر نکرده یی

این جمله رند و زاهد ومست وخراب چیست

گر قصد صید دل به دلت نیست ماه من

مژگان واژگون تو همچون قلاب چیست

آگه شدم که دوش به میخانه رفته یی

صهبای غم منم ز تو شوق شراب چیست

گر آرزوی سوختن ما نکرده یی

در دفتر نگاه تو برق شهاب چیست

گر همچو نخل بیثمری قد علم کنیم

پس ارمغان خوشۀ بذر شباب چیست

گفتی تو یک زمان که بیایم ولی بگو

بر دشت دیدگان تو نقش سراب چیست

باور ترا که نیست به سیل سرشک من

بنگر به رود دیده که لعل مذاب چیست

اکنون به ساحل غمت آواره میشوم

باشد تو پی بری که خطا و صواب چیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *