+ - x
 » از همین شاعر
1 شهپر خاکستر
2 پیام سبز
3 ستاره (ادبیات کودک)
4 اندر ستایش خدا
5 آرزو
6 آشوب تخیل
7 نرگس دلدار
8 تبعیدگاه
9 شهر خوابیده
10 سکوت قرن

 » بیشتر بخوانید...
 گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
 بیا کامروز ما را روز عیدست
 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
 ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
 ای بمرده هر چه جان در پای او
 نثرنا فی ربیع الوصل بالورد
 خاکستر پروانه
 اخرج عن المکان، یا صارم الزمان
 شراب شیره انگور خواهم
 لی حبیب حبه یشوی الحشا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

عجب شبیست چه خوش ماهتاب میبینم
به سوی کوه به صد اضطراب میبینم

به آسمان نگرم ابرهای پاک و نفیس
بدین زمین همگان را شباب میبینم

به شاخسار درختان سرکشیدة باغ
نوای بلبل و شور عقاب میبینم

ستارة سحری کاش بخت بنده بدی
که بخت خویش به چشمم سراب میبینم

ز هجر و دوری جانان بسی ستم دیدم
که تا کنون ز فسونش عذاب میبینم

مگر تو ای دل غافل مرو به جادة عشق
که ناتوانی تو من به خواب میبینم

غیور باش و صبور و دلیر و باهمت
وگرنه کار تو همچون شراب میبینم

بنوش بادة عرفان و ترک سوداکن
که فتح و نصرت تو با شتاب میبینم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *