+ - x
 » از همین شاعر
1 دود
2 تبر
3 کوچ
4 جنوب طوفان است
5 حسرت
6 انتظار

 » بیشتر بخوانید...
 الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین
 ای بگفته در دلم اسرارها
 نگارا مردگان از جان چه دانند
 خیال
 ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
 چه خوب است سگ جای انسان بروید
 گر دست دهد ز مغز گندم نانی
 به حسن تو نباشد یار دیگر
 مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

من رفتم و نشد خبرم زآنچه بعد من
از دفترت کی نام مرا پاک کرده است

در صفحه یی که خط شده از داستان ماست
دست کی بر اریکه اوراق رفته است

دیگر کسی نگفت به من بعد سالها
آن لحظه ها به خاطر اوراق مانده است؟

یا خاطرات عشق من و یادگار من
در سرزمین گمشده فریاد گشته است

نامد نشانه ای که بدانم ز بودنت
یا آنچه بود و نیست فقط یاد گشته است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *