+ - x
 » از همین شاعر
1 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
2 یک چهرۀ جدید... و حالا به زیر خاک
3 می رسی نرم تر از نم نم باران کرده
4 بگذارمان که نشه ی آدم دبل شود
5 خط می زنم به هرچه که از تو نشانی است
6 وقتی خدا بهشت مرا آفریده بود
7 نرسیدی که مرا در قدمت خاک کنی
8 ابتدا از چشم هایت یک جهنم ساختند
9 حق می دهی به من که بمیرم، ضروری است
10 مست ها دروغ نمی گویند

 » بیشتر بخوانید...
 تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی دانم
 چه جمال جان فزایی که میان جان مایی
 این عقل که در ره سعادت پوید
 چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی
 قرار زندگانی آن نگارست
 ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
 بیست و دوم
 باران
 ساقی این جا هست ای مولا بلی
 چند بوسه وظیفه تعیین کن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

یک جوی آب باران در پشت کوچه دند است
آلوچه های پخته از دست مان بلند است

پیش از تو هم کسانی از این سرک گذشتند
لطفا بایست مریم! پایان جاده بند است

کلکین کوچکی را در آسمان بنا کن
چیزی که آدم انباشت، یک عصر بوی گند است

هرکس به وزن مغزش مارا نصیحتی کرد
آسایش دو گیتی تفسیر یک چرند است*

در بیت های شعری دنبال من نگردی
چون جای شور بختان دل های مستمند است

نبض زمانه را کس جز ما نمی شناسد
یک شب بهای سکست، لطفا بگو که چند است؟

***

*آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرفست
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

حافظ


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

waqidullah sarwari:

waqian ki zibaast




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *