+ - x
 » از همین شاعر
1 سری را سرنوشت از مادری بیرون نیاورده
2 نرسیدی که مرا در قدمت خاک کنی
3 ترسم که از این رابطه، یک بار دلت بد شده باشد
4 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
5 باز ساعت روی شش افتاد، پیهم زنگ زنگ
6 یک جوی آب باران در پشت کوچه دند است
7 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
8 آیینه بمان پیش رخت، رنگ بینداز
9 وقتی خدا بهشت مرا آفریده بود
10 قیامت می شود روزی که از من رو بگردانی

 » بیشتر بخوانید...
 دشمن به غلط گفت من فلسفیم
 بادراه
 نور امید
 هفتاد و دو تیغ
 بیا که ساقی عشق شراب باره رسید
 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت
 ای دل بی بهره از بهرام ترس
 اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
 هم لبان می فروشت باده را ارزان کند
 هرچه سیبی که داده بود خدا

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

از گپ که بگذریم سرم چون کدو شده
یک مار در دهان بزرگم فرو شده

از گپ که بگذریم دلم قاش قاش قاش
چیزی شبیه پاره یی از لبلبو شده

گیرم کسی کنار سرک منفجر شود
...هرگز نترس، کار جهان زیر و رو شده

مریم برای دیدن من ذره بین بگیر
این جسم عاشقی ست که یک تار مو شده

می ترسد از تمام زنان قبیله اش
مردی که با حقیقت خود روبرو شده

شاید برای این که به خاطر بیاوری
یک عکس، عکس کهنه ی من تابلو شده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *