+ - x
 » از همین شاعر
1 شبی که ماه در اندیشه ی تو جان می داد
2 سری را سرنوشت از مادری بیرون نیاورده
3 امشب کنار لاش خودت ساعتی بمان
4 زنده گی به بعضی ها رنگ و بوی شب دارد
5 مست ها دروغ نمی گویند
6 دل که تصویر تورا ثانیه یی یاد آورد
7 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
8 هرچه کردم هیچ شد، چون خاطرت با ما نبود
9 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
10 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری

 » بیشتر بخوانید...
 گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی
 وقت سحر است خیز ای مایه ناز
 اگر روپوش ادراکت بر افتد از جمال او
 اگر او ماه منستی شب من روز شدستی
 فرار
 هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
 تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
 جز آستان توام در جهان پناهی نیست
 تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا
 بیا با ما مورز این کینه داری

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

از گپ که بگذریم سرم چون کدو شده
یک مار در دهان بزرگم فرو شده

از گپ که بگذریم دلم قاش قاش قاش
چیزی شبیه پاره یی از لبلبو شده

گیرم کسی کنار سرک منفجر شود
...هرگز نترس، کار جهان زیر و رو شده

مریم برای دیدن من ذره بین بگیر
این جسم عاشقی ست که یک تار مو شده

می ترسد از تمام زنان قبیله اش
مردی که با حقیقت خود روبرو شده

شاید برای این که به خاطر بیاوری
یک عکس، عکس کهنه ی من تابلو شده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *