+ - x
 » از همین شاعر
1 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
2 یادش بخیر! خاطر آن کس که داغ داشت
3 وقتی خدا بهشت مرا آفریده بود
4 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
5 بگذارمان که نشه ی آدم دبل شود
6 ترسم که از این رابطه، یک بار دلت بد شده باشد
7 شاعر! سپیدی یی که به روی شقیقه است
8 زمانه کج روشان را به بر نکشید
9 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
10 شبی که ماه در اندیشه ی تو جان می داد

 » بیشتر بخوانید...
 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
 گوهر مخزن اسرار همان است که بود
 ای یار بی تو زندگی عادت نمی شود
 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
 ماه لعنتی!
 ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
 همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
 تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده
 به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا
 در نیمه های شامگاهان آن زمان که ماه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترسم که از این رابطه، یک بار دلت بد شده باشد
یک مزرعه تریاک تو، در رگ رگ من گد شده باشد
از مردم این قریه گرفتم پی آرامش خود را
گفتند که گهواره ام، آغوش تو شاید شده باشد
لبخند قشنگی، سر داری بِبرد صاحب آن را
منصور جدیدی اگر این مرتبه مرتد شده باشد
آن قدر برایم نفس دوست مکدر شده، ترسم
آیینه در ایضاح دل و چهره، مردد شده باشد
بگذار مرا طعمۀ سگ ها بشوم، رفتنت اکنون
مانند قطاری ست که از روی سرم رد شده باشد
حالا که به گل یا به گلوله بزنی، من چه بگویم
یک لوحۀ سنگی، سپرِ صاحبِ مرقد شده باشد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *