+ - x
 » از همین شاعر
1 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
2 ترسم که از این رابطه، یک بار دلت بد شده باشد
3 چاقو بزن! بریزان، از سینه آه آدم
4 مهتاب مثل مردی، خوابید روی دریا
5 زنده گی سایۀ سروی ست که بر آب روان افتاده
6 ما جهان را سر یک بوتل کنیاک زدیم
7 بگذر از من که دلی خسته و پر غم دارم
8 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
9 عاقبت مثل سگی، روی سرک خواهی مرد
10 آدمی بر کف دستش خط اجبار نوشت

 » بیشتر بخوانید...
 گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی
 علم کل چيست بگو نقطهء نادانی ما
 زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
 فراموشی مقام خاص باشد اهل تمکين را
 شدم به سوی چه آب همچو سقایی
 ز درد نوش بلا نوش کن تو لای جواب
 پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
 غریبانه
 آوازهای سرزمین صبوری
 ماست مالی شده مفهوم تو مریم دیگر!

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

باز ساعت روی شش افتاد، پیهم زنگ زنگ
باز از جایت بخیزی مثل خر گنگس و گرنگ

یک طرف حلق و دهانت زهر واری بدمزه
یک طرف کابوس دیشب کله ات را کرده مَنگ

نیم ساعت صرف تشناب و سپس با چشم پُت
خیره شو آیینه را _ نی _ خیره شو بر یک ملنگ

روده خالی گشت و حالا فکر بعدی فکر نان
جستجو کن زهر ماری خواهد آوردی به چنگ

باز هم تصمیم رفتن سوی کار اما کجا
آن قدر فرقی ندارد شهرنو یا دهمزنگ

آسمان بارانی است و شهر در زیر غبار
کوچه هایش غرق لای و رهگذرها رنگ رنگ

باز دفتر، باز کارت، مثل ماشین مثل خر
پشت میزت می روی اوقات تلخ و خُلق تنگ

کار و کار و کار و کار و... با دو تا همکار... کار
توبه! همکارش نگویی هر دو تایش چوب و سنگ

باز هم روزت تمام و کارهایت ناتمام
باز هم برگرد منزل، تک و تنها، لنگ لنگ

باز شب تاریک و بارانی و دنیا غرق خواب
زنده گی جاری ست دایم بی توقف، بی درنگ


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *