+ - x
 » از همین شاعر
1 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد
2 زمانه کج روشان را به بر نکشید
3 بگذارمان که نشه ی آدم دبل شود
4 هرچه کردم هیچ شد، چون خاطرت با ما نبود
5 شبی که ماه در اندیشه ی تو جان می داد
6 ابتدا از چشم هایت یک جهنم ساختند
7 یک جوی آب باران در پشت کوچه دند است
8 از گپ که بگذریم سرم چون کدو شده
9 عاقبت مثل سگی، روی سرک خواهی مرد
10 تو را از آب می گیرم تو را از بین ماهی ها

 » بیشتر بخوانید...
 ما به تماشای تو بازآمدیم
 هر دم ای دل سوی جانان می روی
 ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
 پریا
 اين شيوه از کجاست که ای من فدای تو
 یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
 چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
 گاویست در آسمان و نامش پروین
 بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو
 ای درد تو آرام دل من

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

سری را سرنوشت از مادری بیرون نیاورده
شبیه من، شبیه یک عدد انسان سرخورده

به من این زنده گی کابوس وحشتناک مریم شد
چه داد آخر به من این زنده گی، جز قلب افسرده

اگر روزی میایی خانه ام، دروازه را بشکن
مگس ها را ببین وز وز کنان بر دَورِ یک مرده

کسی صد سال بعد از مرگ من هرگز نمی فهمد
که مردی خاطرات عاشقی را با خودش برده

به این هستی، به این دنیای وحشی دل نسوزانی
که این اولاد بد رگ، آدمی را سخت آزرده

جهان یک آدم دیگر به لِست عاشقان افزود
پدر لعنت چرا از ما نپرسیده ست؟ گُه خورده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *