+ - x
 » از همین شاعر
1 ترسم که از این رابطه، یک بار دلت بد شده باشد
2 سری را سرنوشت از مادری بیرون نیاورده
3 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری
4 شب به رسم عادتش در چشمهایت خواب شد
5 در تو دو چشم وحشی، یک چهره ی اناری
6 ابتدا از چشم هایت یک جهنم ساختند
7 وقتی خدا بهشت مرا آفریده بود
8 از گورها بگیرید اینک سراغ ما را
9 شاعر! سپیدی یی که به روی شقیقه است
10 زنده گی به بعضی ها رنگ و بوی شب دارد

 » بیشتر بخوانید...
 ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
 می گزید او آستین را شرمگین در آمدن
 اندرآ عیش بی تو شادان نیست
 آذرخش خیال
 آن مه که هست گردون گردان و بی قرارش
 نگشته است به پيرايه ام غبار ملال
 من جز احد صمد نخواهم
 این بار دوم است
 رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را
 خوش باش که پخته اند سودای تو دی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

شاعر! سپیدی یی که به روی شقیقه است
مال تو نیست، عمر جهان یک دقیقه است

در عصر سکس و پول و تجارت غزل نگو
حس می کنم خیال تو دیگر عتیقه است

دنیا دو روی سکۀ مردن و زنده گی ست
دنیا چه قدر مسخره و بدسلیقه است

دنیا به سفله های زمان قدر می دهد
فهمیده ام که سفله شدن یک طریقه است

یک روز بی خبر به اتاقم سری بزن
قلبی به روی میز، کنار وثیقه است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *