+ - x
 » از همین شاعر
1 بی خبر
2 هر قدر دردی که داری در دلم آتش بزن
3 بکش بر دوش یا بر دار ما را
4 کوچه گرد
5 دارو
6 قصه کن! صد قصه کن اما مگو آن قصه را
7 بی پناه بادبان
8 مشکل
9 نوازش
10 من چنینم او چنان اما چنینی همچنان

 » بیشتر بخوانید...
 فتح خواهم کرد آن قلب جوان را روزی
 منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
 خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
 رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
 نفرین به زندگی که تو ماهی من آدمم
 قید هستی نیست مانع خاطرآزاده را
 آشپزخانه
 ربود از بس خیال ساعد او هوش ماهی را
 بار دیگر در برت با دل کشالی آمدم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ما را بیا به هوش بیاور برای ما
آیینه را به جوش بیاور برای ما

یا پیش از آنکه فصل خموشی فرا رسد
داروی مرگ موش بیاور برای ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *